Category "اخبار"

2مارس2020

شاید بارها با تکرار گفته ایم که آموزش زبان انگلیسی به کودکان بسیار اهمیت دارد. زیرا ذهن کودکان به گونه ای است که توانایی یادگیری بسیار بالایی دارد و شما اگر متدهای آموزش زبان انگلیسی به کودکان را بلد باشید می توانید به سادگی به آنها زبان انگلیسی و یا هر زبانه دوم دیگری را آموزش دهید. ما در این بخش مقالات متعددی قرار داده ایم تا با روش های مختلف آموزش زبان انگلیسی به کودکان را به شما آموزش دهیم اما در این مقاله می خواهیم بگوییم که داستان های کودکانه انگلیسی تاثیر بسزایی در آموزش زبان انگلیسی به کودکان دارد.

تاثیر داستان های کودکانه انگلیسی

همه ما میدانیم که داستان های متفاوتی به زبان انگلیسی برای کودکان وجود دارد چگونه می‌توان از طریق این داستان‌ها زبان انگلیسی را به فرزندان خود آموزش دهید؟؟

داستان ها همواره برای کودکان جذاب هستند و این مسئله باعث شده تا بیشتر والدین و یا دبیران از این متد برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان استفاده کنند.

فقط به این نکته توجه داشته باشید اگر می خواهید به کودکان سن کم زبان انگلیسی را آموزش دهید و برای آن کتاب داستان بخوانید از من کتاب هایی را انتخاب کنید که تصویر داشته باشند تا از طریق جذابیتی که تصویر برای کودکان ایجاد می کند ترغیب به کتاب خواندن شود. حال ما لیستی از داستان های کودکانه انگلیسی در اختیار شما عزیزان قرار می دهیم و امیدواریم که این مقوله برایتان مفید بوده باشد.

داستان های کودکانه انگلیسی

The lump of gold

Paul was a very rich man, but he never spent any of his money

He was scared that someone would steal it

He pretended to be poor and wore dirty old clothes

People laughed at him, but he didn’t care

He only cared about his money

One day, he bought a big lump of gold

He hid it in a hole by a tree

Every night, he went to the hole to look at his treasure

He sat and he looked

‘No one will ever find my gold!’ he said

But one night, a thief saw Paul looking at his gold

And when Paul went home, the thief picked up the lump of gold, slipped it into his bag and ran away

The next day, Paul went to look at his gold, but it wasn’t there

It had disappeared

Paul cried and cried

He cried so loud that a wise old man heard him

He came to help

Paul told him the sad tale of the stolen lump of gold

‘Don’t worry,’ he said

‘Get a big stone and put it in the hole by the tree’

‘What?’ said Paul

‘Why’

‘What did you do with your lump of gold’

‘I sat and looked at it every day,’ said Paul

‘Exactly,’ said the wise old man

‘You can do exactly the same with a stone’

Paul listened, thought for a moment and then said, ‘Yes, you’re right. I’ve been very silly. I don’t need a lump of gold to be happy!’

تکه طلا

پاول مرد بسیار ثروتمندی بود اما هیچ وقت از پولهایش خرج نمی کرد.
او می ترسید که کسی آن را بدزدد.
وانمود می کرد فقیر است و لباسهای کثیف و کهنه می پوشید.
مردم به او می خندیدند ولی او اهمیتی نمی داد.
او فقط به پول هایش اهمیت می داد.
روزی یک تکه بزرگ طلا خرید.
آن را در چاله ای نزدیک یک درخت مخفی کرد.
هر شب کنار چاله می رفت تا به گنجش نگاه کند.
می نشست و نگاه می کرد.
می گفت: «هیچکس نمی تونه طلای منو پیدا کنه!»
اما یک شب دزدی پاول را هنگام نگاه به طلایش دید.
و وقتی پاول به خانه رفت دزد تکه ی طلا را برداشت، آن را درون کیسه اش انداخت و فرار کرد!
روز بعد، پاول رفت تا طلایش را نگاه کند اما طلا آنجا نبود.
ناپدید شده بود!
پاول شروع به داد و بیداد و گریه و زاری کرد!
صدایش آنقدر بلند بود که پیرمرد دانایی آن را شنید.
او برای کمک آمد.
پاول ماجرای غم انگیز تکه طلای به سرقت رفته را برایش تعریف کرد.
او گفت: «نگران نباش.»
«سنگ بزرگی بیار و توی چاله ی نزدیک درخت بذار.»
پاول گفت: «چی؟»
«چرا؟»
«با تیکه طلات چیکار می کردی؟»
پاول گفت: «هر روز میشستم و نیگاش می کردم.»پیرمرد دانا گفت: «دقیقا».
«می تونی دقیقا همین کارو با یه سنگ هم بکنی.»
پاول گوش داد و کمی فکر کرد و بعد گفت: «آره راست میگی. چقدر نادون بودم. من واسه خوشحال بودن نیازی به تیکه طلا ندارم که!»

داستان های کودکانه انگلیسی


A long, long time ago, thousands of children in the world didn’t know how to tell whether they were treating others well or badly. They could hit their brothers and sisters, thinking they were doing good. They could be filled with regret at having helped their mother or having cleaned up their bedroom. The whole day through, the fairies had to explain to the kids whether they had been good or bad. It was a tremendously boring and tiring job

One of the fairies was called Sparkles, and she was great fun. She thought it would be better to teach the children a few things, and so she invented a talking pillow for her favourite girl, Alicia

When Alicia went to bed, the pillow would ask her

-Tell me, my girl, what did you do today

Whenever Alicia told her that she had done bad things, the pillow would make annoying noises through the night, and contort itself into all kinds of uncomfortable lumps and bumps. Of course, Alicia could hardly get any sleep

But when Alicia talked of good things she had done, the pillow would purr like a pussycat, would wish Alicia a good night, and would play sweet soft music the whole night through. Before long, the girl had learnt how to behave so that her pillow would play lovely music every night

Sparkles the fairy then decided to use the pillow on another little girl who was giving her a lot of trouble. At first, Alicia was afraid that she might forget how to be good, but she remembered the words she had heard every night, and she would say to herself

-Let’s see then, Alicia. What did you do today

Alicia was pleased to find that she herself now knew whether she had behaved well or not. And when she had been good, she slept wonderfully. Just like when the talking pillow had been there, she found it hard to sleep whenever she had done something bad. And she could only feel peace if she promised to make right, the next day, whatever harm she had done

بالشت سخنگو

در زمان‌های خیلی خیلی دور، هزاران بچه در سراسر جهان نمیدانستند که چطور بفهمند که آیا با دیگران درست رفتار میکردندیا خیر. آن‌ها میتوانستند برادران و خواهران خود را کتک بزنند درحالیکه فکر کنند که رفتار خوبی داشته‌اند.یا میتوانستند پر از پشیمانی بشوند که چرا به مادرشان کمک کرده‌اندیا اتاق‌خوابشان را مرتب کرده‌اند. در تمام طول روز، پریها بایستی به بچه‌ها توضیح می دادند که آیا رفتارشان درست بودهیا خیر. این کار فوق‌العاده کسل‌کننده و خسته‌کننده بود.
یکی از پریها اسمش اسپارکلز بود، که خیلی باصفا بود. او با خودش فکر کرد که شاید بهتر باشد که به بچه‌ها چیزهایییاد بدهد. بنابراینیک بالشت سخنگو برای دختر محبوبش، آلیسا، اختراع کرد.
وقتی آلیسا به رختخواب میرفت، آن بالشت از او میپرسید:
-دخترم، به من بگو که امروز چه‌کار کردی؟
هر وقت آلیسا به بالشت میگفت که کارهای بدی انجام داده، آن بالشت صداهای اذیت کننده‌ای در طول شب از خود درمیاورد؛ و خودش را تبدیل بهیک بالشت سفت‌وسخت و بدترکیب میکرد. به خاطر همین آلیسا اصلاً نمیتوانست خوب بخوابد.
اما هنگامیکه آلیسا از کارهای خوبی که انجام داده بود صحبت میکرد، آن بالشت بسیار گرم‌ونرم میشد، آرزو میکرد که آلیسا خواب خیلی خوبی داشته باشد، و در طول شبیک موسیقی دل‌نشین برای آلیسا پخش میکرد.

زیاد طول نکشید که دختر قصه‌ی مایاد گرفت که چه طور رفتار کند که هر شب بالشتشیک موسیقی دوست‌داشتنی برایش پخش کند.
پس‌ازاین، پری قصه‌ی ما اسپارکلز، تصمیم گرفت که این بالشت را روییکی دیگر از دخترها که خیلی برایش مشکل‌ساز بود امتحان کند. آلیسا اول نگران این بود که نکندیادش برود که چگونه میتواند خوب باشدیا بد. اما کلماتی که هر شب میشنیدیادش افتاد. و هر شب به خودش میگفت:
-بذار ببینم آلیسا. امروز چه‌کارهایی انجام دادی؟

آلیسا، وقتی فهمید که خودش الآن میداند که آیا رفتارش خوب بوده یا بد، خیلی خوشحال شد. و وقتی خوب بود، خیلی فوق‌العاده می خوابید. اما همانند وقتیکه بالشت سخنگو پیشش بود، اصلاً نمیتوانست خوب بخوابد وقتی متوجه میشد که کارهای بدی انجام داده است. و تنها وقتی به آرامش میرسید که به خودش قول دهد که روز بعد همه‌چیز را درست کند. هر کار اشتباهی که انجام داده بود.


می خواهیم یک  آموزشگاه زبان کودکان در غرب تهران به شما معرفی کنیم. آموزشگاه زبان بادبادک یکی از بهترین آموزشگاه های ویژه کودکان در غرب تهران است.
 

آموزشگاه تخصصی زبان کودک بادبادک با استفاده از روش ها و شیوه های نوین زبان آموزان 3 تا 7 سال و 7 تا 14 سال را برای شرکت در آزمون های تافل و اخذ مدرک زبان انگلیسی تافل TOEFL برای کودکان ، آماده می نماید .

شیوه آموزشی که بادبادک را به نوعی بهترین آموزشگاه زبان کودکان در تهران نموده است و این موسسه از آن استفاده می کند کودکان شما بدون کوچکترین استرسی میتوانند با بازی و موسیقی و روشهای مختلف زبان انگلیسی را یاد بگیرند و ما به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا کودکان خود را در سنین ۳ تا 14 سالگی در آموزشگاه زبان ثبت نام کنید زیرا در نظر روانشناسان آموزش زبان دوم از سنین سه تا پنج سالگی و یا در سنین 7 تا 14 سال باید آغاز شود زیرا کودکان در این سنین به راحتی می‌توانند لحظه خود را تقویت کرده و در آینده بسیار راحت و با تسلط بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند.

 

از ویژگی های مثبت این آموزشگاه دسترسی آسان و  وجود مربی های باتجربه و محیطی بسیار جذاب است. اگر تا بحال آموزشگاه زبان بادبادک را ندیده اید به شما توصیه می‌کنیم تا با ادرس های گفته شده مراجعه کنید و محیط  آموزشگاه و شیوه تدریس را خودتان مشاهده کنید و یا با تماس تلفنی مشاوره های لازم را دریافت کنیم.


 

تاثیر داستان های کودکانه انگلیسی در یادگیری چقدر است

یکی از موثر ترین روش های آموزش زبان است

ترجمه داستان The lump of gold

داخل مقاله میباشد

2مارس2020

این روزها همه والدین می دانند که آموزش زبان به کودکان بسیار اهمیت دارد.

دلیل این مسئله را در چند جا می خواهیم برای شما بیان کنیم تا به اهمیت این موضوع پی ببرید.

چرا آموزش زبان به کودکان اهمیت دارد

پژوهش های صورت گرفته نشان می دهند مقاطع ذکر شده زمان مناسبی برای شروع یادگیری زبان نیستند. در واقع تحقیقات جدید بیانگر این مسأله اند که بهترین زمان برای شروع یادگیری زبان، از سنین بسیار پایین است. پیش تر تصور می شد آموزش زبان دوم در این سنین، سبب بروز اختلالات و مشکلات زبان شناسی در کودک خواهند شد اما پژوهشگران معتقدند بهتر است در مراحل آغازین تولد کودک آموزش زبان دوم شروع شود.

بسیاری شما به این موضوع فکر کنید که حال که دیگر سنمان پایین نیست آیا زبان انگلیسی را یاد نمیگیریم؟ خیلی به این صورت نیست اما اگر اصل پایین زبان انگلیسی را به صورت حرفه ای آموزش ببینید بسیار راحت تر و با لهجه بهتری می توانید انگلیسی صحبت کنید.

 

یکی از مهمترین دلایلی که باید در سن کم و زبان انگلیسی را یاد بگیریم این است که، طبق پژوهشی از تیمی از دانشمندان دانشگاه واشنگتن با موضوع “پروسه ادراک صبحت در کودکان” ، با بالا رفتن سن افراد شانس تلفظ کردن زبان دوم همانند افراد بومی بسیار کاهش خواهد یافت.

 

هزاران دلیل دیگری وجود دارد که آموزش زبان انگلیسی برای کودکان تان را از سن پایین آغاز کنید اما حال که درباره این موضوع توضیح دادین بهتر است یا آموزشگاه زبان کودکان در مرز را به شما معرفی کنیم.

آموزشگاه زبان کودکان مرزداران

آموزشگاه زبان کودکان مرزداران

 آموزشگاه زبان بادبادک یکی از بهترین آموزشگاه های ویژه کودکان در غرب تهران است.

آموزشگاه تخصصی زبان کودک بادبادک با استفاده از روش ها و شیوه های نوین زبان آموزان 3 تا 7 سال و 7 تا 14 سال را برای شرکت در آزمون های تافل و اخذ مدرک زبان انگلیسی تافل TOEFL برای کودکان ، آماده می نماید .

شیوه آموزشی که بادبادک را به نوعی بهترین آموزشگاه زبان کودکان در تهران نموده است و این موسسه از آن استفاده می کند کودکان شما بدون کوچکترین استرسی میتوانند با بازی و موسیقی و روشهای مختلف زبان انگلیسی را یاد بگیرند و ما به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا کودکان خود را در سنین ۳ تا 14 سالگی در آموزشگاه زبان ثبت نام کنید زیرا در نظر روانشناسان آموزش زبان دوم از سنین سه تا پنج سالگی و یا در سنین 7 تا 14 سال باید آغاز شود زیرا کودکان در این سنین به راحتی می‌توانند لحظه خود را تقویت کرده و در آینده بسیار راحت و با تسلط بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند.

از ویژگی های مثبت این آموزشگاه دسترسی آسان و  وجود مربی های باتجربه و محیطی بسیار جذاب است. اگر تا بحال آموزشگاه زبان بادبادک را ندیده اید به شما توصیه می‌کنیم تا با ادرس های گفته شده مراجعه کنید و محیط  آموزشگاه و شیوه تدریس را خودتان مشاهده کنید و یا با تماس تلفنی مشاوره های لازم را دریافت کنیم.

2مارس2020

اگر شما هم این مقاله را مطالعه می‌کنید قطعاً والدینی هستید که می خواهید برای کودکتان آموزشگاه خوب زبان انگلیسی پیدا کنید. اما مساله این است که نمی دانید که آموزشگاه زبان خوب برای کودکان چه ویژگی هایی دارد از همین رو به دنبال کسب اطلاعات بیشتر هستید.
ما در این مقاله راهنمایی های لازم برای شما جهت انتخاب آموزشگاه زبان خوب برای کودکان تان را قرار می دهیم.

همچنین با ویژگی‌هایی که اعلام کردیم اموزشگاههای زبان خوب به شما معرفی خواهیم کرد.

 

آموزشگاه زبان خوب برای کودکان چه ویژگی هایی دارد؟

وقتی صحبت از کودک می شود یعنی محدوده سنی ۱۰ سال و کمتر. آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چگونه می‌توان به کودکان سنین پایین زبان دوم آموزش داد؟
آیا به این موضوع فکر کرده اید که آموزش زبان کودکان با بزرگسالان چه تفاوت هایی باید داشته باشد؟

نگران نباشید ما درباره تمامی موضوعات توضیح خواهیم داد.

اولین مسئله ای که مهم است، دسترسی شما به اموزشگاه مورد نظر است تا بتوانید به راحتی تردد کنید. یا حداقل مسیرهای دسترسی به آن آموزشگاه راحت باشد.

 

آموزشگاه زبان کودکان 3 ساله در غرب تهران ( کلیک کنید ) 

 

ویژگی دومی که باید به آن توجه کنید مربیان هستند. از آنجایی که مربیان ارتباط مستقیم با فرزندان شما خواهند داشت پس باید در انتخاب مربی دقت کنید و در آموزشگاهی ثبت نام کنید که مربیانی مهربان دلسوز و متعهد به کار داشته باشند.
محیط آموزشگاه یکی دیگر است ملاک هایی هست که باید به آن توجه کنید اما یعنی چه؟
محل آموزش زبان انگلیسی به کودکان باید کودکانه باشد و حتی آموزش نیز باید به صورت کودکانه صورت بگیرد و با موسیقی و اشعار و اسباب بازی ها همراه باشد.

همچنین آموزش زبان انگلیسی به کودکان باید از طریق بازی و سرگرمی صورت گیرد و باید امکانات لازم جهت بازی کردن کودکان نیز وجود داشته باشد.

داشتن یک برنامه ریزی منظم در آموزش نیز یکی از مواردی است که اهمیت دارد.

پس اگر قصد ثبت نام در یک آموزشگاه زبان خوب برای کودکان بودیم حتماً فاکتورهای بالا را در نظر بگیرید

آموزشگاه زبان خوب برای کودکان


می خواهیم یک  آموزشگاه زبان کودکان در غرب تهران به شما معرفی کنیم. آموزشگاه زبان بادبادک یکی از بهترین آموزشگاه های ویژه کودکان در غرب تهران است.
 

آموزشگاه تخصصی زبان کودک بادبادک با استفاده از روش ها و شیوه های نوین زبان آموزان 3 تا 7 سال و 7 تا 14 سال را برای شرکت در آزمون های تافل و اخذ مدرک زبان انگلیسی تافل TOEFL برای کودکان ، آماده می نماید .

شیوه آموزشی که بادبادک را به نوعی بهترین آموزشگاه زبان کودکان در تهران نموده است و این موسسه از آن استفاده می کند کودکان شما بدون کوچکترین استرسی میتوانند با بازی و موسیقی و روشهای مختلف زبان انگلیسی را یاد بگیرند و ما به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا کودکان خود را در سنین ۳ تا 14 سالگی در آموزشگاه زبان ثبت نام کنید زیرا در نظر روانشناسان آموزش زبان دوم از سنین سه تا پنج سالگی و یا در سنین 7 تا 14 سال باید آغاز شود زیرا کودکان در این سنین به راحتی می‌توانند لحظه خود را تقویت کرده و در آینده بسیار راحت و با تسلط بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند.

 

از ویژگی های مثبت این آموزشگاه دسترسی آسان و  وجود مربی های باتجربه و محیطی بسیار جذاب است. اگر تا بحال آموزشگاه زبان بادبادک را ندیده اید به شما توصیه می‌کنیم تا با ادرس های گفته شده مراجعه کنید و محیط  آموزشگاه و شیوه تدریس را خودتان مشاهده کنید و یا با تماس تلفنی مشاوره های لازم را دریافت کنیم.


 

بهترین آموزشگاه زبان کودکان غرب تهران کدام است

آموزشگاه زبان بادبادک

ویژگی های یک آموزشگاه زبان خوب چیست

داخل مقاله توضیح داده ایم

29فوریه2020

داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار

 

داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار مادر و دختر

One summer day, when tourists were lining up to enter a stately house, an old gentleman whispered to the person behind him, “Take a look at the little fellow in front of me with the poodle cut and the blue jeans. Is it a boy or a girl!?” “It’s a girl,” came the angry answer. “I ought to know. She’s my daughter.” “Forgive me, sir!” apologized the old fellow. “I never dreamed you were her father.” “I’m not,” said the parent with blue jeans. “I’m her mother!”

یک روز تابستانی، وقتی جهانگردان برای وارد شدن به یک خانه با شکوه صف کشیده بودند، یک آقای مسن به آرامی به نفر پشت سر خود گفت: «یک نگاه به کودکی که جلوی من ایستاده و موهایش را مثل سگ های پشمالو آرایش کرده و شلوار جین آبی پوشیده بینداز. معلوم نیست که دختر است یا پسر؟!» شخص مقابل خشمگینانه جواب داد: «آن بچه دختر است. معلوم است که من باید این را بدانم که او دختر است! چون او دختر خود من است.» شخص مسن برای معذرت خواهی گفت: «لطفا مرا ببخشید آقای محترم! من حتی تصورش را هم نمی کردم که شما پدر آن بچه باشید.» شخص عصبانی که شلوار جین آبی هم پوشیده بود گفت: «نه نیستم! من مادر او هستم!»


داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار

A persion grandma just came from iran and wanted to become a citizen in the United states.
She took her grandson with her to take her citizenship exam.
The immigration officer told the persion woman that he had to ask 4 simple questions about America and if she answer them correctly , she would become a citizen.
she said, ” OK , but I no speak English , I bringing my grandson”
the man said , ” OK , so he will translate.
Now for your first question :
1) What is the capital of America?
The iranian woman’s grandson told her : ” esm shahri ke al’an toosh hastim chiey?”
” Vashangton” said the grandma.
the was correct ,now for question number 2 :
2) When is independence day for American?
The grandson said : ” Newman marcoos key haraj dare?”
” July fourt” the grandma said.
correct , now for question nember 3 :
3) Who ran for president this year but lost?
The grandson told his grandmother: ” oon martike mo’tad ke ba dokhtaret aroosi kard koja bere?”
” Too goooooor” wow wonderful , now for your final question:
4) Who is the president of United States now?
The grandson translate : ” az chiye joorabaye pedarbozorg badet miad?”
” Booooosh” grandma answered.
She is a US citizen now.
————————————–
ترجمه ی این داستان :
یه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه. پیرزن نوشو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره.
مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه.

پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم.
مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه. اولین سوال شما اینه که :
1) پایتخت آمریکا کجاست؟
نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟
پیرزن میگه : ” واشنگتن “

درست بود حالا سوال دوم :
2 ) روز استقلال آمریکا کی است؟
نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟
مادربزرگش میگه : “4 جولای “

درسته ، حالا سوال سوم:
3 ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟
نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟
پیرزن میگه : ” توگور “

واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر:
4 ) در حال حاضر چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟
نوش این جور ترجمه میکنه : از چیه جورابای پدربزگ بدت میاد؟
مادربزگش میگه : ” بوش ”
اکنون پیرزن یک شهروند آمریکایی شده!!!


داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار

General Pershing was a famous American officer. He was in the American army, and fought in Europe in the First World War.

After he died, some people in his home town wanted to remember him, so they’ put up a big statue of him on a horse.

There was a school near the statue, and some of the boys passed it every day on their way to school and again on their way home. After a few months some of them began to say, ‘Good morning, Pershing’, whenever they passed the statue, and soon all the boys at the school were doing this.

One Saturday one of the smallest of these boys was walking to the shops with his mother when he passed the statue. He said, ‘Good morning, Pershing’ to it, but then he stopped and said to his mother, ‘I like Pershing very much, Ma, but who’s that funny man on his back?’

meaning:

ژنرال پرشينگ يكي از يكي از افسرهاي مشهور آمريكا بود. او در ارتش آمريكا بود، و در جنگ جهاني اول در اروپا جنگيد.

بعد از مرگ او، بعضي از مردم زادگاهش مي‌خواستند ياد او را گرامي بدارند، بنابراين آن‌ها مجسمه‌ي بزرگي از او كه بر روي اسبي قرار داشت ساختند.

يك مدرسه در نزديكي مجسمه قرار داشت، و بعضي از پسربچه‌ها هر روز در مسير مدرسه و برگشت به خانه از كنار آن مي‌گذشتند. بعد از چند ماه بعضي از آن‌ها هر وقت كه از كنار مجسمه مي‌گذشتند شروع به گفتن «صبح‌ به خير پرشينگ» كردند، و به زودي همه‌ي پسرهاي مدرسه اين كار (سلام كردن به مجسمه) را انجام مي‌داند.

در يك روز شنبه يكي از كوچكترين اين پسرها با مادرش به فروشگاه مي‌رفت. وقتي كه از كنار مجسمه گذشت گفت: صبح به خير پرشينگ، اما ايستاد و به مادرش گفت: مامان، من پرشينگ را خيلي دوست دارم، اما آن مرد خنده‌دار كه بر پشتش سواره كيه؟


A man checked into a hotel. There was a computer in his room* so he decided to send an e-mail to his wife. However* he accidentally typed a wrong e-mail address* and without realizing his error he sent the e-mail.

Meanwhile….Somewhere in Houston * a widow had just returned from her husband’s funeral. The widow decided to check her e-mail* expecting condolence messages from relatives and friends.After reading the first message* she fainted. The widow’s son rushed into the room* found his mother on the floor* and saw the computer screen which read:
To: My Loving Wife
Subject: I’ve Reached
Date: 2 May 2006

I know you’re surprised to hear from me. They have computers here* and we are allowed to send e-mails to loved ones. I’ve just reached and have been checked in. I see that everything has been prepared for your arrival tomorrow. Looking forward to seeing you TOMORROW!
Your loving hubby.

meaning:

مردی اتاق هتلی را تحویل گرفت .در اتاقش کامپیوتری بود،بنابراین تصمیم گرفت ایمیلی به همسرش بفرستد.ولی بطور تصادفی ایمیل را به آدرس اشتباه فرستاد و بدون اینکه متوجه اشتباهش شود،ایمیل را فرستاد.

با این وجود..جایی در هوستون ،بیوه ای از مراسم خاکسپاری شوهرش بازگشته بود.زن بیوه تصمیم گرفت ایمیلش را به این خاطر که پیامهای همدردی اقوام و دوستانش را بخواند،چک کند. پس از خواندن اولین پیام،از هوش رفت.پسرش به اتاق آمد و مادرش را کف اتاق دید و از صفحه کامپیوتر این را خواند:

به: همسر دوست داشتنی ام
موضوع: من رسیدم
تاریخ: دوم می 2006

میدانم از اینکه خبری از من داشته باشی خوشحال می شوی.آنها اینجا کامپیوتر داشتند و ما اجازه داریم به آنهایی که دوستشان داریم ایمیل بدهیم.من تازه رسیدم و اتاق را تحویل گرفته ام.می بینم که همه چیز آماده شده که فردا برسی.به امید دیدنت، فردا

شوهر دوستدارت


حال که چند نمونه داستان خیلی کوتاه انگلیسی خنده دار را دیدید میخواهیم کمی درباره آموزش زبان انگلیسی به کودکان توضیح دهیم:

آموزش زبان انگلیسی به کودکان همواره دشوار بوده است و والدین به دنبال روشهای آموزش زبان انگلیسی به کودکان هستند. والدین می خواهند پکیج آموزش زبان انگلیسی کودکان رایگان را از سایت های مختلف دریافت کنند . آموزش زبان انگلیسی به کودکان در منزل شاید بتواند به یادگیری زبان انگلیسی به کودکان تان کمک کند اما راهکار درستی نیست زیرا اگر شما تجربه و اطلاعات کافی در رابطه با این مسئله را نداشته باشید نمی توانید زبان انگلیسی را به درستی به کودکانتان آموزش دهید.

بهتر است برای آموزش زبان انگلیسی به کودکان تان به جای استفاده کردن از پکیج آموزش زبان انگلیسی کودکان آنها را به آموزشگاه زبان ویژه کودکان را برید و در آنجا ثبت نام کنید تا توسط آن مربیان پیشرفته و با تجربه زبان انگلیسی آموزش داده شود.

بسیاری از والدین از وجود همچین آموزشگاههای بی خبر هستند اما ما در ادامه مقاله آموزشگاه زبان ویژه کودکان به شما معرفی می‌کنیم که از طریق بازی و سرگرمی زبان انگلیسی را به کودکان شما آموزش میدهند.


می خواهیم یک  آموزشگاه زبان کودکان در غرب تهران به شما معرفی کنیم. آموزشگاه زبان بادبادک یکی از بهترین آموزشگاه های ویژه کودکان در غرب تهران است.

آموزشگاه تخصصی زبان کودک بادبادک با استفاده از روش ها و شیوه های نوین زبان آموزان 3 تا 7 سال و 7 تا 14 سال را برای شرکت در آزمون های تافل و اخذ مدرک زبان انگلیسی تافل TOEFL برای کودکان ، آماده می نماید .

شیوه آموزشی که بادبادک را به نوعی بهترین آموزشگاه زبان کودکان در تهران نموده است و این موسسه از آن استفاده می کند کودکان شما بدون کوچکترین استرسی میتوانند با بازی و موسیقی و روشهای مختلف زبان انگلیسی را یاد بگیرند و ما به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا کودکان خود را در سنین ۳ تا 14 سالگی در آموزشگاه زبان ثبت نام کنید زیرا در نظر روانشناسان آموزش زبان دوم از سنین سه تا پنج سالگی و یا در سنین 7 تا 14 سال باید آغاز شود زیرا کودکان در این سنین به راحتی می‌توانند لحظه خود را تقویت کرده و در آینده بسیار راحت و با تسلط بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند.

از ویژگی های مثبت این آموزشگاه دسترسی آسان و  وجود مربی های باتجربه و محیطی بسیار جذاب است. اگر تا بحال آموزشگاه زبان بادبادک را ندیده اید به شما توصیه می‌کنیم تا با ادرس های گفته شده مراجعه کنید و محیط  آموزشگاه و شیوه تدریس را خودتان مشاهده کنید و یا با تماس تلفنی مشاوره های لازم را دریافت کنیم.

29فوریه2020

داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط

 

آموزش زبان انگلیسی از روش های مختلفی صورت میگیرد. یکی از این روش ها استفاده از کتابهای داستان است.

اما در این روش نکاتی هست که شما باید رعایت کنید:

داستان باید مناسب سطح زبانی خودتان باشد (از طریق شرکت در آزمون تعیین سطح)

داستان باید جذاب باشد تا توجه شما را به خود جلب کند.

اگر میخواهید از داستان ها برای آموزش زبان انگلیسی به کودکتان استفاده کنید ، توجه داشته باشید که داستان سرشار از تصاوری کودکانه باشد تا توجه کودکتان را جلب کند.

ما در این مقاله داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط را قرار میدهیم اما به شما عزیزان چند توصیه داریم :

اگر قصد آموزش زبان انگلیسی به کودکانتان در منزل را دارید توجه داشته باشید که این مساله گاها شاید به ضرر شما باشد. زیرا درصورت عدم رعایت قوانین لازمه ممکن است کودکتان از زبان انگلیسی دلزده شود و دیسگر نتوانید او را برای آموزش متقاعد کنید. اگر میخواهید اصول و قواعد آموزش زبان به کودکان در منزل را بدانید وارد لینک زیر شوید:

 

آموزش زبان به کودکان در منزل

 

اما حال نمونه داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط را برایتان قرار میدهیم.

داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط

داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط

 

1)

The Bachelor’s Lesson

A keen young bachelor had finished his studies at the university. As soon as he had received his diploma, he asserted to everyone he met that he was the smartest person in town.

“I excel at everything I study,” he said, bragging about his knowledge. “I’ve mastered calculus and physiology. I even understand the great theoretical teachings of science, such as relativity. There is nothing that I don’t know. Whether it’s the movements of celestial objects, like planets and stars, or how to harness the power of radioactive substances, I know everything.”

But actually, there was something the bachelor did not know. Though his analytic abilities were great, he failed to notice he was missing something very important in his life.

One day while walking through town, the bachelor witnessed a collision between two cars. Both drivers appeared to be injured, but the scholar only stood and watched.

He thought to himself, “Those idiots should have been more alert. They really must not be very competent.” He never thought the drivers needed help.

“Please help me,” said the female driver in a weak voice. “Help me, too,” said the male driver. “I’m hurt and can’t move.”

Suddenly the bachelor realized he was the only person near the accident. He quit thinking and ran to help the drivers. He carefully helped them out of their vehicles and then called an ambulance.

The drivers were saved, and the bachelor felt the best he had in his entire life. Studying mythology, sociology, and geology didn’t give him this wonderful feeling. It was the act of helping others, not his cognitive skills, that gave him this great feeling.

He had learned an important lesson. He learned that intellect isn’t everything; being helpful is just as important. “Having only a brain is not enough,” he thought. “You must also have a heart.”

 

2)

 

برای افزایش یا کاهش صدا از کلیدهای بالا و پایین استفاده کنید.
In the middle of the ocean, there is a small island shaped like an arc.

در دل اقیانوس جزیره کوچکی به شکل کمان وجود دارد.

Here, monkeys play on the beach and in the trees.

در اینجا، میمونها در ساحل و روی درختان بازی می کنند.

But how did the monkeys get there?

اما میمونها چطور به اینجا آمده اند؟

Once, an English admiral was exploring Africa when he found hundreds of monkeys.

روزی دریاسالاری در حال اکتشاف آفریقا بود که صدها میمون پیدا کرد.

The admiral’s character was mean.

این دریاسالار آدم پستی بود.

He thought, “I could sell these monkeys and become very rich!

او با خودش فکر کرد که ” این میمونها را بفروشم و پولدار شوم!

I’m going to take them to England.”

آنها را به انگلستان خواهم برد.”

So the admiral set traps to catch the monkeys.

به همین دلیل چندین دام نهاد تا میمونها را بگیرد.

He put stakes in the ground, tied string around them and made loops in the string.

او در زمین تیرکهای ( میخ چوبی) فرو کرد و دور آنها را با نخ بست و داخل نخ ها حلقه هایی ایجاد کرد.

When the monkeys ran through the forest, their feet got caught in the loops, and they couldn’t escape.

میمونها موقع دویدن در جنگل، پایشان داخل حلقه ها می رفت و نمی توانستند فرار کنند.

Then the admiral put the monkeys in cages on his ship and sailed away.

سپس آن دریاسالار میمونها را در قفس انداخت و سوار کشتی کرد و رفت.

The cages were small and uncomfortable.

قفسها کوچک و آزار دهنده بودند.

There was no soft hay for the monkeys to sleep on.

کاه نرمی وجود نداشت که میمونها روی آن بخوابند.

Instead, they slept on branches with sharp thorns that cut into the monkeys’ flesh.

در عوض، ناچار بودند روی شاخ و برگهای تیغ دار بخوابند که در تنشان فرو می رفت.

For dinner, he gave them tiny pieces of sour grapefruit to eat.

او برای شام به آنها گریپ فروتهای ترش می داد.

The monkeys grew hungry and weak.

میمونها گرسنه و ضعیف شدند.

But one day, the admiral hired a new steward.

اما یک روز، دریاسالار یک مهماندار جدید استخدام کرد.

He was a kind man with a good conscience.

او مرد مهربان و با وجدانی بود.

He was horrified to see the thin monkeys in the cages.

او از دیدن میمونهای ضعیف داخل قفس شوکه کرد.

So one night he let them out.

بنابراین یک شب آنها را آزاد کرد.

The monkeys ran and played all over the ship!

میمونها فرار کردند و شروع به بازی در ساسر کشتی کردند.

They attacked the admiral and the steward and ate their food.

آنها به دریاسالار و مهماندار کشتی حمله کردند و غذاهایشان را خوردند.

They completely wrecked the ship.

آنها کشتی را داغون کردند.

One monkey ran into a kerosene lamp, and it fell over.

یکی از میمونها به یک چراغ نفتی برخورد کرد و چراغ افتاد.

The ship caught fire and began to sink!

کشتی آتش گرفت و شروع به غرق شدن کرد.

The whole crew was lost except for the monkeys.

همه خدمه کشتی ناپدید شدند به جز میمونها.

After the accident, the monkeys jumped onto a raft.

بعد از این حادثه، به داخل یک کلک پریدند.

They floated away from the fiery blaze of the ship.

آنها از آتش شعله ور کشتی دور شدند.

In the morning, they saw a little island in the distance.

هنگام صبح، از دور جزیره کوچکی را دیدند.

The monkeys used a piece of wood as a paddle, and they went toward it.

میمونها از یک تکه چوب بجای پارو استفاده کردند و به سمت جزیره رفتند.

They found the island shaped like an arc.

آنها جزیره ای کمانی شکل پیدا کردند.

They felt so happy to find a new home, and they still live there today.

آنها بابت پیدا کردن خانه ای جدید خیلی خوشحال بودند و هنوز تا به امروز در آنجا زندگی می کنند.

 


می خواهیم یک  آموزشگاه زبان کودکان در غرب تهران به شما معرفی کنیم. آموزشگاه زبان بادبادک یکی از بهترین آموزشگاه های ویژه کودکان در غرب تهران است.

آموزشگاه تخصصی زبان کودک بادبادک با استفاده از روش ها و شیوه های نوین زبان آموزان 3 تا 7 سال و 7 تا 14 سال را برای شرکت در آزمون های تافل و اخذ مدرک زبان انگلیسی تافل TOEFL برای کودکان ، آماده می نماید .

شیوه آموزشی که بادبادک را به نوعی بهترین آموزشگاه زبان کودکان در تهران نموده است و این موسسه از آن استفاده می کند کودکان شما بدون کوچکترین استرسی میتوانند با بازی و موسیقی و روشهای مختلف زبان انگلیسی را یاد بگیرند و ما به شما والدین عزیز توصیه می کنیم تا کودکان خود را در سنین ۳ تا 14 سالگی در آموزشگاه زبان ثبت نام کنید زیرا در نظر روانشناسان آموزش زبان دوم از سنین سه تا پنج سالگی و یا در سنین 7 تا 14 سال باید آغاز شود زیرا کودکان در این سنین به راحتی می‌توانند لحظه خود را تقویت کرده و در آینده بسیار راحت و با تسلط بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند.

از ویژگی های مثبت این آموزشگاه دسترسی آسان و  وجود مربی های باتجربه و محیطی بسیار جذاب است. اگر تا بحال آموزشگاه زبان بادبادک را ندیده اید به شما توصیه می‌کنیم تا با ادرس های گفته شده مراجعه کنید و محیط  آموزشگاه و شیوه تدریس را خودتان مشاهده کنید و یا با تماس تلفنی مشاوره های لازم را دریافت کنیم.